|
بازی های رایانه ای AA77
IPهای جدید، همیشه از اهمیت زیادی برخوردار بوده اند و توجه بسیاری را به خودشان اختصاص می دهند. این بازی ها به نوعی نقش خونی تازه بر پیکر صنعت بازی را دارند و به همین دلیل ساخت و تولید آن ها بیشتر از بازی های دنباله دار مورد توجه قرار می گیرد. یکی از همین بازی ها که به تازگی راهی بازار شده، ساخته جدید استودیوی Arkane است که Dishonored نام دارد. بازی ای که با سر و صدای زیادی راهی بازار شد و در این مدت تمام نظرها را به سمت خودش جلب کرده است. داستان داستان بازی بسیار کلیشه ای است. داستانی که در بازی های مختلف و به شکل های متعدد در این نسل و حتی های نسل های پیش نیز بسیار دیده شده است. بازی شما را در نقش شخصیتی به نام کوروو آتانو (Corvo Attano) قرار می دهد که محافظ ملکه سرزمین Dunwall جسامین کالدوین (Jessamine Kaldwin) است. سرزمین Dunwall با مشکلات زیادی روبرو است و انقلاب صنعتی و پیشرفت های آن باعث شده که بیماری شهر را در بر بگیرد. ملکه قصد دارد تا با فعالیت هایش اوضاع را سر و سامان دهد. کوروو از مأموریتی بازگشته و پس از ملاقات با دختر ملکه، امیلی (Emily) به نزد ملکه می رود و گزارش مأموریتش را به او می دهد. اما در همین بین اتفاق مرموزی رخ می دهد و تمام محافظ های ملکه ناپدید می شوند و به یکباره گروهی از قاتلین به ملکه حمله ور می شوند. کوروو سعی می کند که قاتلان را از بین ببرد، اما در این کار ناموفق می ماند و ملکه کشته می شود و دخترش را نیز می دزدند. در همین بین، نگهبان ها از راه می رسند و کوروو را به جرم قتل ملکه دستگیر می کنند. کوروو به زندان می رود و با پاپوشی که برایش درست شده، به جرم خیانت و قتل ملکه به اعدام محکوم می شود. اما کوروو قبل از این اتفاقات یکی از محافظان مشهور ملکه بوده و خیلی ها او را می شناختند. به همین دلیل، گروهی کوروو را از زندان فراری می دهند. کوروو پس از فرار از زندان به عضو این گروه درمی آید و به عنوان یک قاتل سعی می کند که عاملان اصلی قتل ملکه را پیدا کند و آن ها را از بین ببرد و در کنار این کار، باید امیلی را نیز پیدا کند. داستان بازی کاملاً مشخص شروع می شود و از همان ابتدا می توان انتهای آن را حدس زد. اما داستان اصلی با اتفاقات جانبی ای ترکیب می شود که باعث می شود کمی از حالت خطی خارج شود و بازیکنان به موضوعات دیگری در بازی توجه داشته باشند. اما به هر حال داستان بازی جذابیت یک سوژه جدید را ندارد و تکراری بودن آن به شدت احساس می شود. گرافیک Dishonored با Unreal Engine 3 ساخته شده، اما نمی تواند با عنوان های مطرحی که با این موتور بازیسازی ساخته شده اند، رقابت کند. کیفیت بافت های بازی بسیار پایین است و جزئیات خوبی در آن ها دیده نمی شود. مشکل دیر پردازش شدن بافت ها در این عنوان نیز دیده می شود. از طرف دیگر، بازی از نظر هنری بسیار جلب توجه می کند. شهر Dunwall بر اساس شکل شهر لندن در سال های 1800 به بعد طراحی شده و فضای انقلاب صنعتی در آن دیده می شود. همین طراحی هنری بسیار زیبا باعث شده که این بازی از مواجه شدن با یک شکست در قسمت گرافیک رهایی پیدا کند. محیط های بزرگ که در تمام قسمت های این حالت هنری رعایت شده، نظر شما را به خودش جلب می کند. محیط های سرد و کثیف به خوبی در بازی ساخته شده اند و فضای دیکتاتوری ای که حکومت تازه در شهر به وجود آورده، به خوبی در بازی حس می شود. در کل فضاسازی ها در بازی بسیار خوب صورت گرفته و از این نظر می تواند نظر شما را به خودش جلب کند. همچنین جا دارد به این موضوع اشاره کنیم که نورپردازی نیز از قسمت های خوب بازی به حساب می آید و Light Shaftهای خوبی را در زمان عبور نور از پنجره ها، درخت ها و یا قسمت های مختلف مشاهده می کنید. البته با توجه به اینکه استودیوی Arkane در زمان ساخت بازی BioShock 2 نیز قسمت طراحی هنری مراحل بازی را انجام می داد، خوب بودن این قسمت در Dishonored دور از ذهن نبود. طراحی شخصیت های بازی نیز خوب از کار درنیامده و طراحی کم جزئیات به خصوص در صورت و ضعف در انیمیشن ها به خوبی محسوس است. در کل باید به این موضوع اشاره کنیم که بازی Dishonored تنها در بخش هنری حرف هایی برای گفتن دارد و از نظر تکنیکی چنگی به دل نمی زند. همچنین در حالت Open-World نیز این بازی نمی تواند خودش را به بازی هایی مانند Arkham City نزدیک کند! موسیقی/صداگذاری این قسمت را می توانیم بهترین بخش Dishonored بنامیم. موسیقی ها واقعاً زیبا ساخته شده اند و به خوبی با فضاهای بازی ترکیب می شوند و حس بسیار عالی ای به وجود می آورند. موسیقی ها از تنوع بسیار زیاد، حالت هنری فوق العاده و گیرایی بالایی برخوردار هستند. موسیقی ها در قسمت های مختلف حالت های مختلفی به خودش می گیرد و در صحنه های اکشن، قسمت های مخفی-کاری و بخش هایی که تنها یک اتفاق لحظه ای رخ می دهد، شما را همراهی می کنند. آهنگساز این بازی دنیل لیکت (Daniel Licht) است که کار ساخت موسیقی های بازی Silent Hill: Downpour و سریال Dexter را انجام داده است. صداگذاری روی شخصیت های بازی نیز بسیار خوب صورت گرفته، اما ضعف در انیمیشن های صورت باعث شده که حرکت لب با دیالوگ ها چندان دقیق نباشد و حتی حس دیالوگ ها در صورت شخصیت ها دیده نشود. گیم پلی گیم پلی Dishonored را می توانیم یک الگوبرداری از بازی BioShock بدانیم، اما ترکیب شدن این سبک با حالت Sandbox باعث شده که این بازی در این قسمت تنها یک تقلید از BioShock نباشد. شخصیت اصلی با دست راست شمشیر حمل می کند و با دست چپ توانایی حمل تیرکمان، هفت تیر و اجرای قدرت های جادویی را دارد. استفاده همزمان از قدرت های مختلف و سلاح های سرد، باعث شده که گیم پلی دارای جذابیت های خاص خودش باشد، اما از طرف دیگر نیز باعث شده که به BioShock شبیه باشد. محیط های بازی بسیار بزرگ طراحی شده اند و در قسمت های مختلف شهر Dunwall می توانید حرکت کنید. این موضوع باعث شده که بتوانید مأموریت های خود را به شکل های مختلف انجام دهید و از راه های گوناگون به هدف خود برسید. همچنین بازی دست شما را برای انجام مخفی-کاری و اکشن باز گذاشته و به هر صورتی که دوست داشتید، می توانید بازی را ادامه بدهید. این موضوع از قسمت های خوب گیم پلی نیز به حساب می آید. جمع آوری آیتم های مختلف نیز نقش مهمی در بازی ایفا می کنند. آیتم ها و تجهیزات زیادی در محیط بازی پراکنده شده اند که می توانید آن ها را جمع آوری کنید و در بخش های مختلف به کار ببرید. بدست آوردن پول نیز نقش مهمی در بازی دارد. با داشتن پول می توانید تجهیزات مختلفی برای خود خریداری کنید تا بتوانید در مأموریت ها از آن ها استفاده کنید. سیستم مبارزه ها بد نیست، اما مبارزه با شمشیر جالب نیست و مشکلاتی دارد که باعث می شود روند بازی کمی با مشکل روبرو شود. اما ترکیب مبارزه شمشیر با سلاح ها و قدرت های دیگر، حالت کلی مبارزه ها را قابل قبول جلوه می دهد. در زمان بازی، ممکن است با مأموریت های مختلفی روبرو شوید. انجام برخی مأموریت های فرعی باعث می شود تا راه های بسیار بهتری برای انجام مأموریت اصلی پیدا کنید. البته مأموریت های فرعی بازی نقش نخود سیاه را ایفا نمی کنند و همیشه اطلاعات و اتفاقات جالبی در آن ها رخ می دهند. نتیجه گیری Dishonored به عنوان یک IP جدید، بازی خوبی به حساب می آید. البته با توجه به سابقه استودیوی Arkane نیز این بازی بهترین کار آن ها به حساب می آید. ایده های جدیدی که این بازی در خودش داشته، کمتر از چیزی است که یک IP جدید باید داشته باشد. ، این فروشگاه امریکایی تاریخ عرضه بازی GTA 5 را در ماه مارس سال 2013 میداند. البته این اولین باری نیست که تاریخ عرضه ی این بازی توسط فروشگاهی اعلام میشود و مطمئنا آخرین بار هم نخواهد بود.
استودیوی بازیسازی Criterion این روزها در حال ساخت بازی Need for Speed: Most Wanted است. بازی ای که به صورت Open-World در حال ساخت است و می خواهد یک فصل جدیدی در سری بازی های NFS باز کند. سازندگان به تازگی قسمت های جدیدی از این عنوان را به نمایش درآورده اند و تأکید کرده اند که این بازی هنوز در مرحله ساخت قرار دارد و حتی در دموی قابل بازی این عنوان نیز عبارت "در دست ساخت" به چشم می خورد. Criterion که سازنده Burnout Paradise و Need for Speed: Hot Pursuit است، اینبار می خواهد یک نمایش جالب از Most Wanted داشته باشد. آقای مت وبستر (Matt Webster) تهیه کننده استودیوی Criterion به این موضوع اشاره می کند که آن ها دوست ندارند زمان را بیهوده هدر بدهند و هیچ وقت قصد ندارند که دنباله ای برای بازی هایشان خلق کنند. شاید ساخته های آن ها دارای یک نام باشند، اما همیشه متفاوت هستند و ارتباط کمی با نسخه های قبلی دارند. به همین دلیل تصمیم گرفتند که بازی استودیوی Black Box در سال 2005 را از نو بسازند تا بازیکنان دوباره شاهد یک نمایش خوب از Most Wanted باشند. وبستر می گوید که تجربه آن ها در Paradise و Hot Pursuit و اطلاعاتی که از قسمت Autolog بدست آورده اند، باعث شده که Most Wanted جدید را به شکل Open-World طراحی کنند تا بازیکنان بتوانند در قسمت های مختلف مسابقه دهند. بر اساس چیزی که آن ها از این نسخه جدید به نمایش درآوردند، مشخص شد که این عنوان شباهت بیشتری به Burnout Paradise دارد تا نسخه اصلی Most Wanted. شهری که در Paradise قرار داشت، بسیار زیبا و چشم نواز بود و نمونه جالبی از یک شهر خیالی آمریکایی بود. حال آن ها چنین فضایی را دوباره برای Most Wanted به وجود آورده اند که در نوع خودش بسیار جالب است. در بخش تک نفره، شما با هوش مصنوعی مسابقه خواهید داد و پلیس در تعقیب شما خواهد بود و ممکن است در تله های مختلف نیز گرفتار شوید. حال با کمک سیستم Autolog شما می توانید میزان مصافتی که طی کرده اید، سرعت و سایر اطلاعات دیگر را به صورت آفلاین در اختیار داشته باشید و در زمان آنلاین بودن نیز آن ها را با آمار دوستانتان مقایسه کنید. در بخش چندنفره می توانید به گوشه و کنار شهر خیالی Fairhaven گردش کنید و با سایر بازیکنان مسابقه دهید و در چالش های مختلف شرکت کنید. در بخش آنلاین، سیستم Autolog می تواند برای شما لیستی از چالش های مختلف را به صورت خودکار آماده کند تا شما بتوانید در آن ها شرکت کنید. لیستی که از Drift ،Circular و مسابقات مختلف تشکیل شده است. همچنین مسابقه دادن در بزرگراه ها و قسمت های مختلف شهر از جمله قسمت های جالب بازی خواهد بود. در مسابقاتی که انجام می دهید، امتیازهایی بر اساس میزان خسارت و Takedownهایی که در بازی شکل می گیرد، بدست می آورید که این قسمت ها شباهت بازی به Burnout را بیشتر کرده است. آقای کریگ سالیوان (Craig Sullivan) کارگردان بازی به این موضوع اشاره می کند که Most Wanted نیاز به یک تغییر کلی داشت، چون حالت قبلی آن بسیار کسل کننده بود. او می گوید که بازیکنان دوست ندارند که با یک اتومبیل زیبا فقط در محیط بازی گردش کنند و یک سری مسابقات مشخص را انجام دهند. برای Most Wanted جدید ماشین های بسیار زیبایی لایسنس شده اند. از اتومبیل های بسیار فانتزی گرفته تا یک Ford F-150 Raptor که راندن آن بسیار هیجان انگیز خواهد بود. با سریعترین اتومبیلی که در این بازی وجود دارد، می توان 250 مایل در ساعت حرکت کرد. این در حالیست که شما این اتومبیل را در مدت 5 دقیقه بدست می آورید. شاید در خیلی از بازی ها چنین اتومبیلی را مشاهده کنید و با خود بگویید که برای بدست آوردن آن حتماً باید 40 ساعت بازی کرد! اما در Most Wanted از این خبرها نیست. بر اساس صحبت های آقای سالیوان بخش چندنفره بازی به شکلی طراحی شده که بتوان در آن زندگی کرد. بازیکنان می توانند همانند بازی های CoD و BF از بخش چندنفره این بازی نیز لذت ببرند و مدت زمان زیادی را در آن باشند. هر کاری که در قسمت آنلاین این بازی انجام می دهید، به شما XP می دهد و باعث می شود که Level شما در قسمت آنلاین بیشتر شود و اتومبیل ها و مسیرهای بیشتری بدست می آورید. یکی دیگر از بخش هایی که در زمان بازی کردن برای بازیکنان آزاد می شود، مدهای جدید خواهد بود. بازی به شکلی طراحی شده که چند مد مختلف آن در صورتی قابل بازی می شوند که شما کارهای خاصی انجام دهید و به امتیازات مشخصی دست پیدا کنید. شهر Fairhaven که همانند بازی Burnout Paradise طراحی شده، ساعت ها رانندگی را برای شما به ارمغان می آورد. در قسمت های مختلف شهر، تابلوهای تبلیغاتی ای از استودیوهای BioWare و DICE را خواهید دید. سیستم Autolog که در این بازی به Autolog 2 ارتقاء پیدا کرده، در Most Wanted نقش مهمتری دارد و بسیاری از رخدادهای بازی در آن ثبت می شوند و کارهای مختلفی را نیز می توان در آن انجام داد. این بازی کمتر از یک ماه دیگر راهی بازار می شود و به نظر عنوانی خوبی خواهد بود. البته همیشه نمایش های نسخه های جدید NFS جذاب بوده و در عمل شکل دیگری داشته اند. اما در این نسخه به نظر می رسد که Criterion سنگ تمام گذاشته است.
در ظاهر خیلی راحت می توان Sleeping Dogs را یک کپی از GTA نامگذاری کرد، ولی این بازی چه چیز مجزایی جز سبک تضمین شده Rockstar دارد؟ بازی جدید UFG از عناوین بزرگی مثل Assassin’s Creed ،Just Cause ،Batman: Arkham City و فیلم های دهه 80 و 90 سینمای ژاپن الهام گرفته است. این یک بازی است که با افتخار به الگوهای خود اشاره می کند و هیجان بسیاری را به همراه دارد. داستان Sleeping Dogs در مورد یک پلیس هنگ کنگی به نام وی شن (Wei Shen) است. او در این شهر به دنیا آمده، ولی در آمریکا بزرگ شده و برای کسب درآمد بیشتر به ژاپن آمده است. او سری به دوستان قدیمی خود می زند و متوجه می شود که آن ها حالا به تبهکارهای خرده پایی تبدیل شده اند که در پایین ترین سطح فقر هنگ کنگ زندگی می کنند. وی در حقیقت یک پلیس مخفی است که می خواهد وارد یک گروه خلافکار شود. UFG عاشق فیلم های اکشن هنگ کنگی است و این موضوع را در سرتاسر Sleeping Dogs مشاهده می کنیم. شاید این بازی از Open-Worldهای زیادی الهام گرفته باشد و فضا و داستانی شبیه به فیلم های جان وو (John Woo) دارد. وی شن یک قهرمان اکشن معمولی در فیلم های هنگ کنگی است. او سرسخت و با اعتماد به نفس است. داستان بازی نه تنها به خودی خود جذاب است، بلکه به گیم پلی بازی هم کمک می کند و در طول بازی شما می توانید با به دست آوردن XP حرکات جدید در مبارزه یاد بگیرید و یا لباس ها و ماشین های متفاوتی را آزاد کنید.
یک Face XP هم در بازی وجود دارد که نحوه برخورد مردم با وی را مشخص می کند. با استفاده از این موضوع می توانید در خریدهای خود از مغازه ها تخفیف بگیرید و توسط یک پلیس یا خلافکار ستایش شوید. همانند هر قهرمانی، وی، هم با سلاح گرم حرفه ای است و هم بدون آن. مکانیزم مبارزه بازی یکی از بهترین نکات Sleeping Dogs است، چون خیلی ساده اجرا می شود، ولی خیلی متنوع و عمیق است و شما مدام به دنبال پیدا کردن حرکات جدید هستید. می توانید اشیاء محیط را پرتاب کنید، با لگد ضربه بزنید و یا با مشت به استقبال صورت دشمن بروید. حرکات خشنی مثل فرو کردن سر دشمن به داخل فن های بزرگ و یا کوبیدن سر آن ها به در ماشین هم وجود دارند. خشونت این بازی دقیقاً خشونتی است که در فیلم های سرزمین مادری آن دیده می شود. بخش تیراندازی بازی شبیه به Gears of War کار شده و شما مدام باید در محیط سنگر بگیرید و البته زرق و برق فیلم های جان وو هم در آن دیده می شود. بعضی وقت ها شما می توانید از سیستم Slow-Motion هم استفاده کنید. در این حالت صداها و موسیقی هم آرام می شوند و شما در چند ثانیه می توانید دشمنان را هدف گیری کنید و آن ها را از پا درآورید. بخش Bullet-Time بازی به اندازه Max Payne 3 عمیق نیست، ولی مسلماً استفاده از آن لذت بخش است. همچنین وقتی شما ماشین و یا موتوری را منفجر کنید، سیستم Slow-Motion فعال می شود. تصادف و انفجار ماشین ها خیلی جذاب و سینمایی کار شده اند و سرقت ماشین و حرکات جالب روی آن ها خیلی شبیه به بازی Wheelman است.
همچنین سیستم ضربه زدن با ماشین Wheelman هم در این بازی دیده می شود. شما می توانید با استفاده از یک دکمه به ماشین های کناری خود ضربه سنگینی وارد کنید. این موضوع در مسابقات خیابانی هم خیلی استفاده می شود. نقشه هنگ کنگ پر از مأموریت ها و فعالیت های مختلف است که می توانید در آن کارهایی برای پلیس انجام دهید و یا به خلافکارها کمک کنید. مراحل فرعی جالبی در بازی وجود دارند. مثلاً می توانید از مناطق دیدنی هنگ کنگ برای یک خانمی که می خواهد کارت پستال درست کند، عکس بگیرید. خوشبختانه مضامین و جزئیات بازی بسیار زیاد و متنوع کار شده اند. بخش صداپیشگی بازی هم اسامی معروفی را به همراه دارد. ویل یون لی (Will Yun Lee) که در Die Another Day بازی کرده بود، در این بازی هست. تام ویلکینسون (Tom Wilkinson) و پار شن (Parr Shen) از Infernal Affairs در بازی هستند. اما استون (Emma Stone)، لوسی لیو (Lucy Liu) و جیمز هنگ (James Hong) هم در این بازی دیده خواهند شد. Sleeping Dogs به نظر بازی بزرگ و زیبایی خواهد شد که مضامین زیادی را به همراه دارد. این بازی در ماه آگوست امسال عرضه خواهد شد.
زمانی عناوینی مانند Mortal Kombat و Street Fighter II به عنوان سلاطین بازی های مبارزه ای شناخته می شدند و زمانی هم سری Tekken به این جایگاه دست پیدا کردند. اما در این نسل بازی Street Fighter IV سلطان بی رقیب این سبک بود و حتی نسخه جدید سری Mortal Kombat نیز نتوانست با تمام نقاط قوتش به این بازی برسد. Street Fighter IV آنقدر خوب بود که توانست تمام رقیبانش را Knock Out کند! اما این سبک هم مانند سبک های دیگر نیاز به تغییر و اضافه شدن المان های جدید دارد تا بازیکنان بتوانند چیزهای جالب تری را در این سبک از بازی ها تجربه کنند. در این بین، دو بازی Street Fighter X Tekken و BlazBlue ترکیب خوب و هیجان انگیزی از مدهای مختلف را در بازی های مبارزه ای به ارمغان آوردند. اما اکنون بازی Tekken Tag Tournament 2 نیز می خواهد با نوآوری های جدیدش در سبک مبارزه ای نوآوری هایی داشته باشد و حتی بتواند بازیکننان جدیدتری را با این سبک آشنا کند. حتی حالت بازی به شکلی است که روند هیجان انگیز و سرگرم کننده تری را پیش روی بازیکنان قرار می دهد. در TTT2 کنترل کسانی را به دست می گیرید که می توانند فنون ترکیبی فوق العاده ای را اجرا کنند که شکل بازی را بسیار جالب کرده است. در این بازی می توانید با استفاده از زمان بندی درست، مبارزه های جالبی را تجربه کنید که در آن ضربات خارق العاده ای را مشاهده می کنید. محیط های مختلفی که بازی در آن ها جریان دارد، باعث شده که در قسمت های مختلف شاهد مبارزه هایی باشید که در آن می توانید کارهای مختلفی را انجام دهید. در این بازی می توانید با شخصیت های مختلف یک تیم تشکیل دهید و با آن ها مبارزه هایی را به سبک Smackdown انجام دهید که واقعاً جالب از کار درآمده است. یکی از صحنه هایی که به نمایش درآمد، مبارزه بین کوما (Kuma) و پاندا (Panda) بود. مبارزه دو خرس دوست داشتنی سری بازی های Tekken در نوع خودش بسیار جالب بود. حتی لباس های مختلفی پوشیده بودند که آن ها را با ظاهری جالب در این بازی به نمایش درآورده بود. در قسمت آموزشی بازی با Minigameهای مختلفی روبرو می شوید که به پایان رساندن آن ها باعث می شود تا شما بازی را سریعتر و بهتر یاد بگیرید. در واقع این نوع آموزش یک حالت جدید است که در TTT2 طراحی شده است. در این قسمت ها می توانید ضربه های ترکیبی جالبی را تمرین کنید و مشاهده کنید که تا چه اندازه می توانند به شخصیت روبرو آسیب بزنند. البته شکل بازی با هر شخصیت و نوع ضربه های آن ها متفاوت است. در واقع هر شخصیت یک حالت مبارزه ای خاص دارد. به طور مثال، شکل بازی کردن با کوما با سایر شخصیت ها متفاوت است و حتی در مبارزه های دور و نزدیک با شکلی خاص باید با آن بازی کرد. ترکیب جدیدی از استفاده از ضربات مختلف در بازی به وجود آمده که می تواند از چالش های جدید به حساب بیاید. همچنین در مبارزه ها نیز باید به زمان بندی ها دقت زیادی داشت و ضربه ها را در مواقعی اجرا کرد که بتوانند حریف را از پا دربیاورند. در این بازی می توانید ضربه های ترکیبی را برای خودتان شخصی سازی کنید و معنی جدیدی به حرکات شخصیتی که کنترل آن را بدست گرفته اید، بدهید. این موضوع در قسمتی به نام Fight Lab قرار دارد که به شما اجازه می دهد ضربات مختلف را برای شخصیت مورد علاقه خود طراحی کنید که حتی به وسیله آن می توانید در مسابقه های Non-Ranked این بازی در قسمت آنلاین هم شرکت کنید. قسمت Fight Lab از بخش های جدید بازی است که از نظر تکنیکی قابلیت های جدیدی به بازی بخشیده است. این قسمت باعث می شود که هیجان اجرا و طراحی فنون مختلف در بازی بسیار بالا برود. اگر همیشه از اجرای یکسری فنون خاص خسته می شدید، TTT2 این فرصت را فراهم کرده که مبارزه ها و حرکات هیجان انگیز تری را اجرا و تجربه کنید. حتی در قسمت آموزشی بازی نیز می توانید فنون خودتان را اجرا کنید تا بتوانید با نحوه اجرای آن ها آشنا شوید. این بازی با المان های جدیدی که به همراه دارد، هم بازیکنان جدید را به سمت خودش جذب کرده و هم بازیکنان قدیمی را برای تجربه این بازی هیجان زده کرده است. این بازی می تواند مبارزه های تکنیکی تری را به نمایش دربیاورد. همچنین می تواند حس تازه ای به شما انتقال دهد. شما می توانید با خلق فنون جدید کاری کنید که شخصیت بازی به شکل بسیار تازه ای به نظر برسد و حتی به نوعی آن را به شخصیت مخصوص خودتان تبدیل کنید که در بین تمام شخصیت های مختلف بسیار منحصر به فرد است. شاید Tekken Tag Tournament 2 بتواند خودش را به یک بازی مبارزه ای خوب تبدیل کند.
درباره وبلاگ سلام من Amin AA77 امیدوارم از وبلاگ من خوشتان بیاد بیشتر نقد وبررسی بازیهای این از سایت WWW.PARDISGAME.NET نویسندگان=lord rayden-حمیدرضا نیکوفر-مجیدنور دوست آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان موضوعات پيوندها |
|||
|
|